امیر مهدی جوجوامیر مهدی جوجو، تا این لحظه: 12 سال و 2 ماه و 25 روز سن داره
هم دل شدن ماهم دل شدن ما، تا این لحظه: 14 سال و 26 روز سن داره
زندگی مشترک مازندگی مشترک ما، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 26 روز سن داره

امیر مهدی جوجو

روزهای جوجو

1393/5/28 13:20
نویسنده : ترنم
253 بازدید
اشتراک گذاری

نایت اسکین

سلام جوجوی عزیزم قند عسلم دلم برات تنگ شده محبت  میخوام برات تعریف کنم این هفته چی شد زیبا مامانی برات بگه که چهارنشبه هفته پیش صبح که از خواب پا شدم گلوم میسوخت اولش فکر کردم شاید گلوم خشک شده بعدش با خودم گفتم وقتی خواستم دست و صورتمو بشورم آب نمک غرغره میکنم که اگه سرما خورده باشم بدتر نشه ولی متاسفانه یادم رفتدلخور وقتی اومدم اداره صبحونه با همکارام سیب زمینی سرخ شده خوردیم که متاسفانه گلو دردم رو یادم انداخت طوری که ظهر رفتم خونه صدام گرفته بود عصرش  خاله لیلی و دایی مجتبی اومدن دنبالمون رفتیم خونه مامانم اینا اونجا که صدرا و عسل و مامان صدرا و مامان خودم سرما خورده بودن منم یادم افتاد و رفتم آب نمک غرغره کردم مامانم هم یه پیاز رو چند تیکه کرد  دور جات گذاشت که خدایی نکرده سرمانخوری و برات اسپند دود کرد اونشب خوب بود ولی از روز بعد سرفه من شروع شد  شب که شد دایی مهدی با بچه های هیئت اومدن خونه و مراسم دعای توسل برگزار کردند و ما هم رفتیم تو اتاق صدای مراسم میومد خیلی قشنگ بود تو هم آروم خوابیده بودی  و اصلا صدا اذیتت نمی کرد آرام  جمعه که شد بابایی اومد دنبالمون  رفتیم خونه مامان بابایی اونجا سرماخوردگیم داشت بیشتر خودشو نشون میداد شنبه که رفتم سرکار خیلی سرفه میکردم بعد از ظهرش رفتم خونه غروب  خیلی حالم بد بود

با بابایی رفتیم دکتر و برام استراحت پزشکی نوشت  و یکشنبه سر کار نرفتم دیدم ای وای شما هم سرما خوردی مامان بابایی حسابی مراقبت بود یکمی تب داشتی واسه همینم  دستمال خیس رئ پیشونیت گذاشتم و پاهاتو شستم  که خدایی نکرده تبت بالا نره  مرتب چک میکردم تب نداشته باشی آخه خیلی می ترسیدم با مامان بابایی بردیمت پیش دکتر مروارید که مطبش خیلی هم شلوغ بود و تقریبا بیشتر مردم بچه هاشونو میبرن پیش دکتر مروارید و میگن دستش برا بچه ها شفاستمتنظر آقای دکتر کلی ازت خوشش اومد وزنت  شده بود 4 کیلو و 300 گرم خدا رو شکر و گفتش سرماخوردگیت خفیفه و جای نگرانی نیستش چند تا هم دارو تجویز کرد راستی مامانی صورتت هم جوشهای ریز زیادی درآورده بود یه کرم هم برا صورتت داد که پوست خوشگلت خوب ببشه و خدا رو شکر قبل از من حالت بهتر شد تا دیروز صبح ساعت 6 و 40 دقیقه بابایی منو بیدار کرد که دیرت نشه منم قرار بود 1 ساعت با تاخیر برم به بابایی گفتم امروز دیر میرم دوباره خوابیدم  که  ساعت 7:02 دقیقه احساس میکردم تو گهوارم و کسی داره تکونم میده اولش فکر کردم بابایی  بیدارم میکنه ولی وقتی چشمو باز کردم دیدم بابایی اونور نشسته و گفتش زلزلست مامان بابایی داشت ذکر میگفت  بخاطر زلزله حسابی خواب از سرمون پرید  بابایی محکم تو رو بغل کرد خدایی نکرده اتفاقی نیافته و   منم سر جام خشکم زده بود خدا رو شکر چیزی نشد اداره که اومدم شنیدم بعضی از روستاها خسارت زیادی دیدن ولی خدا رو شکر خسارت جانی نداشته آخه همه از از قبل خبر داشتن و شب رو بیرون خوابیده بودن خسته  تا ظهر سه چهار مرتبه زلزله اومد من خیلی نگران تو و بابایی بودم خدا رو شکر هیچ اتفاقی نیافتاد البته شهر ما به خاطر جنگ همه ساختموناش نو سازن و محکم و خدا رو شکر جای نگرانی ندارهآرام دیشب اخبار میگفت تا 4 روز پس لرزها ادامه دارن ولی خدا رو شکر تا الان اتفاق خاصی نیافتاده  ایشاله از این به بعدش هم نمیافته

اینم عکسهای خوشگلت

قربون مدلهای خوابیدنت بشم من که دلم ضعف میره برا مدل خوابیدنات

اینم مدل گریت الهی من فدات بشم وقتی میخندی نمیزاری ازت عکس بگیرم تا گوشیمو دستم میگیرم تندی قیافتو عوض میکنیبوس

اینجا هم که من پشت سرت نشسته بودم اینقدر خوشگل روتو برگردونده بودی منو نگاه میکردی دلم نیومد ازت عکس نگیرم

 

پسندها (6)

نظرات (9)

مامان عسل 
28 مرداد 93 14:20
الهی خاله قربونت بره مریض شدی مامانیش مراقب جوجوی ماباش آخه جوجوی ماخیلی کوچولوفدات بشم بااون نگاه دلربایی که داری خوشگلم بوووووووووووووووووووووووووووووووووووس
ترنم
پاسخ
خدا نکنه خاله والا راقبم ولی خو ممنون عسلو ببوس
میم مثل مادر
28 مرداد 93 14:59
سلام عزیزم وای چرا تو این گرما سرماخوردی مامانی که پسر ناز و کوچولو هم سرما بخوره حالا خدا را شکر هردو بهترید صورت شما هم جوش زده؟مال باران هم همینطور شد و بعد از رفتن جوشها حالت خشکی گرفت که خیلی زیاد بود و دکتر هیدرو کرتیزون داد و زود خوب شد.مامانم میگفت قدیمیها میگفتند بچه که داره گوشت زیر پوستش زیاد میشه اینطور میشه ولی شاید بخاطر غرق سوز شدن باشه....نمیدونم..... وای زلزله را شنیدم.خدا را شکر خوبید و باعث خسارت جانی نشده.شما دقیقا کدوم شهرید؟ مواظب خودتون باشید
ترنم
پاسخ
سلام عزیزم وای تو این گرما سرماخوردگی وحشتناکه آخه نباید جای خنک باشی مجبوری خودتو گرم نگه داری هوا هم که گرمه جوشای ریز زیاد زده دکتر کردم دادبرامو ن ولی گفت طبیعیه تا دو ماهگی دارن بعدش خودبخود از بین میره ممنونم دیشب همش حس میکردم داره بازم زلزله میاد نمیدونم واقعا میومد یا نه آخه تو اخبار گفتش هر 1 ساعت 6 تا زلزله میاد البته اینا پس لرزن ممنون کلا شهرمون آسیب ندیده فقط شهرستان آبدانان و روستاها آسیب دیدن ما خود ایلام میشینیم
♥ مامان مهیلا♥
28 مرداد 93 16:58
سلام خانم مواظب خودتون باشین ماشالله واسه خودش مرد شده خیلی نازه بووووس
ترنم
پاسخ
سلام عزیزم ممنونم امیر مهدی بد سرفه میکنه چیکار کنم
مامان مرجان
28 مرداد 93 20:49
سلام ایشالا که حالت خوب خوب بشه ترنم جان مواظب جوجو باش ایشالا صحیح و سالم باشید
ترنم
پاسخ
سلام عزیزم ممنونم جوجو از دیروز غروب سرفه میکنه ناجور دلم داره کباب میشه
آیداکوچولو
28 مرداد 93 21:16
سلام امیر مهدی سلام خاله خیلی ناراحت شدم مریض شدین شما هردوتون هنوز ایمنی بدنتون خیلی پائینه وباید خیلی مراقب خودتون باشین چه حیف که مجبورین برین به این زودی سرکار به هر حال خیلی مواظب خودتون باشین وغذاهای مقوی بخورین واستراحت کافی بکنین تا زودی خوب خوب خوب بشین
ترنم
پاسخ
سلام عزیز خاله خودت خوبی؟ متاسفانه بد سرماییه امیر مهدی سرفه میکنه ناجور آره والا خیلی حیفه میام سر کار ولی ناچارم ممنونم تو هم مواظب خودت باش عزیز دلم به مامانی هم سلام برسون
مامان شهناز
29 مرداد 93 9:00
سلااااااام. ترنم جونی. واقعا شرمنده نتونستم زودتر ازین حرفا اومدن گل پسری رو تبریک بگم. با تاخیر بیست و هفت روزه تولد امیر مهدی مبارک عزیزم خدا رو شکر به خیر گذشت و خطری نداشته همه سالمن. پسری رو ببوس از طرفم. صد تاااااااااا
ترنم
پاسخ
سلام عزیزم خواهش میکنم این چه حرفیه دشمنت شرمنده ممنونم شما هم شهرادی روو ببوس ممنون
مامان مرجان
29 مرداد 93 13:05
خیلی مواظب باش عزیزم دستگاه بخور بگیر تو خونه روشن کن اسپند دود کن هوا ضد عفونی بشه! مواظب خودت باش تو که خوب بشی نی نی هم ایشالا زود خوب میشه مایعات فراوان رو فراموش نکن! امیر مهدی رو فعلا نبوس تا خوب بشی بعد ببوس
ترنم
پاسخ
والا مواظب بودم ممنونم از راهنمائیات ایشاله خودم خوبم ولی کاش اون خوب بشه من مهم آخه اون خیلی کوچیکه بازم ممنونم از راهنمائیات حتما سعی میکنم رعایت کتم تو هم نگار رو ببوس
♥پرنیان♥مامان متین
29 مرداد 93 17:06
خداجونم...ترنم جون از طرف من بچلونش عزیزززززززززززززززززززززززم ماشالا..چه ملوس خوابیده..دلم ضعف رف
ترنم
پاسخ
آخی دلم نمیاد آخه ولی چشم ممنونم
مامان خانمی
1 شهریور 93 10:34
سلام عزیزم واااااااای چقدر این خوشگل پسر نازه خدا نگهش داره راستش بابای سجاد دیگه نمیزاره تو وب بنویسم ولی من میام و بهتون سر میزنم شما هم فراموشم نکن
ترنم
پاسخ
سلام عزیزم ممنونم چشماتون قشنگه وای عزیزم اینجوری ما دلمون براتون میتنگه من هیچوقت فراموشت نمیکنم اولین نفری بود که به وبلاگم سر زدی وقتی تازه درستش کرده بودم بهمون سر بزن محمد سجاد رو جای من ببوس دوست خوبی هستی حیفه نمیتونی بیای نت